|
مجله حقوقی گذری به مسائل سیاسی و فرهنگی جامعه دینی
|
می گویند تاریخ مایه عبرت انسانهاست چرا که اگر عبرت نگیریم تاریخ دوباره تکرار می شود. هر زمان دولتی که جانب حق و عدالت را گرفت آقا شد و اگر برخلاف آن عمل کرد درگیر مشکلات کار خود شد و نهایتاْ سقوط کرد. یادم هست در تاریخ درسی قبل از اسلام با غرور از سلسله های هخامنشی و اشکانی و ساسانی یاد می شد اما در هنگامه پایان این سلسله ها از گام برداشتن شاهان آنها در مسیر بی عدالتی و ظلم یاد می شد که نهایتاْ امپراطوری بزرگ ایران را در سراشیبی سقوط قرار داد. همان جا بود که از هزینه های دولت ساسانی در برهم زدن رابطه آتن و اسپارت گفته می شد که نهایتاْ هزینه هایی که دولت ساسانی برای شعله ورتر کردن آتش جنگ بین این دو می کرد جانب خود دولت ساسانی را گرفت و کشور را در مشکلات بنیان کن اقتصادی فرو برد. براستی چه شباهت عجیبی بین رفتار امپراطوری ایران آن زمان با دولت ایالات متحده آمریکا در این زمان وجود دارد. کشوری که خود درگیر مشکلات اقتصادی فراوان است و از آن طرف بودجه هایی عجیب برای درگیر کردن مردم یک منطقه و حتی یک کشور می کند. از تمام قدرت خود استفاده می کند تا کشوری را وادار به ارائه مکنونات علمی خود کند و در نهایت بی انصافی این گزارشها را در قالب لیست منتشر نماید تا نام چند دانشمند را برای ترور به تروریستها اعلام نماید. سخنرانی اخیر رئیس جمهور ایالات متحده در مورد دو راه پیش پای کشورمان از همه عجیب تر! آدم می ماند چه بگوید. سازمانهایی که برای ایجاد نظم و امنیت در جهان برپا شده اند تبدیل شده اند به سازمانهایی برای گرا دادن به تروریستهای دولتی! واقعاْ که مظلومیت کشورمان را در این بی عدالتی می توان به وضوح دید. بی تردید حمایت مردم از نظام مقدس جمهوری اسلامی و در کنار مسئولین نظام بودن می تواند در هر شرایطی می تواند کشورمان را از دام زیاده خواهی ها برهاند. یادم هست مدتی پیش که جشنواره بین المللی مقاومت در کشورهای مختلف جهان برگزار شده بود یکی از دوستان از استقبال زاید الوصف مردم کره شمالی از این جشنواره می گفت. این دوست اشاره می کرد که حجم تحریمها در برابر کره شمالی به مراتب بیشتر از کشورمان است ولی مردم این کشور بطور عجیبی ضمن همراهی صد در صد با نظامشان در برابر این تحریمها مقاومت نشان می دهند و به نوعی با آن همزیستی پیشه کرده اند. یادم هست زمانی که نمایندگان مجلس ششم بعد از عقب نشینی های پی در پی و تعلیق غنی سازی برای تسلیم در برابر غرب نامه ای ۱۲۲ امضایی را برای رهبر معظم انقلاب بطور سرگشاده ارسال کرده بودند یادم هست ترسی که آقایان را فرا گرفته بود به مردم کوچه بازار هم سرایت کرده بود- الناس علی دین ملوکهم- در آن زمان رهبری در جمع ایشان و سایر مسئولان خیلی محکم گفت شما بگویید اگر ما یک قدم به عقب برداریم آیا آنها قدمی به جلو بر نمی دارند و این عقب نشینی ما و جلو آمدن آنها حد یقفی دارد؟! اکنون تهدیدها فزاینده تر از آن روز است و احساس آرامش در میان مردم قابل مقایسه با آن روز نیست و آن چیزی نیست جز احساس شجاعت مسئولان نظام. مسئولینی که با رای مردم برگزیده شده اند هرچند که وکلا و مسئولان آن دوره نیز با رای مردم آمده بودند و با بیزاری مردم رفتند. [ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 22:54 ] [ ابامحمد ]
[ ]
بالاخره بعد از ور رفتن چند ماه و بلکه ساله وکلای ملت طرح کاهش روابط با استعمار پیر به تصویب رسید و بعد از همه اینها دانشجویان که نه فرزندی برای تحصیل در جزیره داشتند و نه دولت زیرک سلطنتی امتیاز و پایگاهی برای روز مبادا به آنها داده بود در اقدامی کاملاْ احساسی و بدون برنامه سر از حیاط باغ قلهک درآوردند و شد انچه از نظر اهل سیاست نباید می شد. روزنامه خراسان امروز از قول یکی از حاضران از زدن قفل و زنجیر و بعد باز کردن قفل و زنجیر به سختی از در ورودی باغ گفت و از بی برنامگی دانشجویان که یک عده داشتند در حیاط باغ فتح شده نماز شکر یا زیارت عاشورا می خواندند و یک عده بچه ها را نصیحت می کردند که گوشه کار بازه و بیایید و لطف کنید به استعمار پیر بهانه ندهید. در هر صورت استعمار زیرک سالهاست با انجام فعالیتهای مختلف سیاسی و فرهنگی در کشور بهترین بهره را از فضای مردمی البته از جنس خاصش می برد. چه بسیارند از مسئولین فعلی مملکتی که مدرک دکترایشان را از دانشگاههای دولت فخیمه اخذ کرده اند و در ادامه آقازاده ها و خانم زاده ها را با ارائه شرایط تحصیلی وسوسه انگیز دندانگیر کرده که نتیجه اش را در کش و قوس طرح کاهش روابط به خوبی می بینیم. قضیه تجدید نظر در روابط با انگلیس را ظاهر امر همه قبول دارند ولی به قول طرف که ازش پرسیده بودند چرا معتاد شدی و جواب داد امان از رفیق بد ولی ذغال خوب هم بی تاثیر نیست بحث ذغال خوب امتیازاتی که دولت زیرک به خواص مختلف داده بود در دست اندازها بی تاثیر نبود. در هر صورت ناخواسته طوری شد که به این زودیها دولت زیرک سلطنتی انگلستان دستش در چک و چانه با شیطان بزرگ خالی باشد. [ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 21:55 ] [ ابامحمد ]
[ ]
ثبت نام دانشگاهیان برای عمره و عتبات به پایان رسید و پیگیری نتیجه مرا به صفحه ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان کشاند. به سایت لبیک رفتم و به طمع دیدن نتایج با خبر غیر منتظره ای مواجه شدم. متاسفانه یکی از بهترین دوستان که به جرات می توانم به ایشان لقب خادم قرآن بدهم در اثر سانحه تصادف به رحمت ایزدی پیوسته بود و خبر را در سایت اعلام کرده بود. محمد بدر را اولین بار با همان منش دوست داشتنی در بخش دانشگاهی نمایشگاه قرآن ملاقات کردم. از همان ابتدا که فهمید منتسب به دانشگاه حضرت رضا (ع) هستم حسابی تحویلم گرفت و بعداْ توفیق این را داشتم که در دانشگاه خدمتش باشم. طی چندین دوره شرکت در نمایشگاه بین المللی قرآن و یا کارهای فرهنگی که در تهران داشتیم حتماْ آن عزیز را به زحمت می انداختم و ایشان با همان خلوص همیشگی و فقط و فقط به عشق امام هشتم (ع) پیگیر کار ما بود. بلافاصله بعد از رویت خبر دردناک به نزدیکترین دوست مشترکمان دکتر قربانی تماس گرفتم که ایشان ضمن تایید صحت خبر از من خواست که در جوار حرم امام هشتم برای آن عزیز دعا نمایم البته اگر قابل باشم. این چند سطر را هم برای آرامش خودم نوشتم. یادش گرامی باد و قرآن شفیعش
[ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 18:23 ] [ ابامحمد ]
[ ]
صبح امروز بعد از تعطيلات يك هفته اي تابستان به دانشگاه آمديم. روز از نو آغاز شد و به قول كارمند جماعت مرخصي هم تمام شد. تعطيلات به كه به تعطيلي عيد سعيد فطر متصل شده بود ظاهراً به مذاق بعضي از همكاران خوش آمده بود. مثل هميشه برنامه روابط عمومي در نبود همكارم روزنامه به دست به امور اداري رفتم كه صداي دوستان مي آمد كه بايد به روابط عمومي بگوييم به فكر بنر تسليت باشد. به خيال اينكه اين بار نيز يكي از همكاران داغدار يكي از نزديكان شده گوش تيز كردم و بلند گفتم روابط عمومي اينجاست باز براي كدام بخت برگشته بايد سفارش بنر بدهيم كه در نهايت تعجب نام يكي از همكاران جوان را بردند و جواب دادم كه چه كسي از بستگان كه گفتند خود او. فكر كردم دوستان را روز اول بعد از تعطيلي شوخي گرفته و بدون جدي گرفتن حرف بارها و بارها ژرسيدم و جواب همان بود كه شنيدم. دريا به شيوه وحشتناكي يكي از نزديك ترين دوستانم را به كام خود كشيده بود و خانواده اي با دو كودك خردسال را به همراه تمامي همكاران را داغدار كرده بود. ظاهراً بي احتياطي قايقهاي لب ساحل باعث مرگ وحشتناك دوست جوان ما شده بود. هر گوشه اي كه مي رفتي حرف و سخن از اين قضيه بود و همه در بهت اين حادثه فرو رفته بودند. روساي ادارات مربوط به ايشان در تدارك بحث بودند باشد كه مرهمي بر دل داغدار خانواده اش باشد. به اتاق رفتم به دنبال حداقل تابپ مطلبي در اطلاعيه تسليت بودم. از تايپ مطلب روتين و هميشگي بيزار بودم. چيزي مي خواستم كه حداقل خودم را تسلي دهد. به يك لحظه ياد روزهاي قبل از تعطيلي افتادم. ياد آن روز كه بنا بود از يكي از جلسات در نبود همكارم عكسي تهيه كنم. بعد از اتمام كار دوربين به دست به اتاق دوست فقيدم رفتم و مي خواستم از صحنه نمازش عكسي بياندازم كه دستش را به نشانه اينكه نگير بالا آورد و من هم عكس را انداختم دقايقي بعد من هم از رو نرفتم و دوباري شاتر دوربين ديجتيال را به صدا انداختم و عكس درشتي گرفتم. فرصت نشده بود كه حافظه دوربين را خالي كنم. فايل رم دوربين را باز كردم. چه عكسهايي شده بود. دل آدم كباب مي شد. متن تهيه شد و اطلاعيه پرينت شد. دوست خوش ذوقي دو تا عكس را در كنا هم گذاشت زير عكس اولي كه دست دوست فقيد بالا بود نوشت خداحافظ و زير عكس تمام رخ نوشت التماس دعا. هر از گاهي اين روزگار بايد تكان محكمي به آدم بدهد. به قول اميرالمومنين(ع) اف بر تو اي دنيا [ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 20:29 ] [ ابامحمد ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |