تبليغاتX
مجله حقوقی
گذری به مسائل سیاسی و فرهنگی جامعه دینی
بالاخره زمان وعده کذایی آقای رئیس جمهور به سر رسید و بعد از کلی تبلیغات و کذا و کذا سوم بهمن هم رسید البته چون ما در گروه اول مشاهده اطلاعات خانوار بودیم اطلاعات را از طریق پیامک دریافت کردم. نتیجه خیلی جالب بود. خانواده من در خوشه سوم یعنی قشر متمول جامعه بود. نتیجه بقیه همکاران نیز اکثراْ از این قضیه حکایت داشت. موضوع در کوتاهترین زمان ممکن به جوک تبدیل شد. البته جوکی که باز در کوتاهترین زمان دل بچه ها را به لرزه انداخت. براستی با حذف یارانه ها چه بلایی سر زندگی ما با همه مشکل. با بچه ها که بحث شد یک دلیلی که مورد تصور بود این دلیل از کارشناسان نقل می شد که میزان اقساط اعلامی از طرف شهروندان کارشناس را به این قضیه رهنمون می داشت که آن بدبختی که به این شدت قسط دارد که رقمی ناچیزی برای گذران زندگی برایش می ماند می بایست درآمد دیگری داشته باشد که بتواند زندگی کند. ولی واقع مطلب این است که من بسیاری را می شناسم که زندگی خود را با این کلاه آن کلاه در اصطلاح می گذرانند. در هر صورت نکته آخری را که بچه ها می گفتند این بود که این قضیه اگر درست مدیریت نشود داد خیلی ها را در می آورد و ترسم از این است که خدایی نکرده کیان نظام را به خطر بیاندازد. در هر صورت راست و واقعیت این است که بحث هدفمندی یارانه ها کاری بود که باید می شد و از زمانی که من یادم می آید دولتهای مختلف بر مفید و بلکه لازم بودن اجرای آن تاکید داشتند ولی در عین حال از اجرای آن هراس داشتند. اکنون می فهمم که دلیل هراس سیاستمداران قبلی برای چه بود. البته شجاعت رئیس جمهور برای اجرای طرح تحسین برانگیز است ولی خداکند با درایت که البته در قضایای بعد از انتخابات از آن سراغ نداشتم با این موضوع برخورد شود. یادم هست در مجموعه ای که هستیم سر قضیه استخدام حدود چهل نفر از بچه ها مشکلاتی پیش آمد که شش هفت سال به طول انجامید و بچه ها دندان روی جگر گذاشته و کار موثری انجام نمی دادند ولی وقتی بحث کاهش یکی از آیتمهای حقوقی پیش آمد بچه هایی که سرشان در لاک خودشان بود به یکباره و جمعی سر به جان مسئول مربوطه گذاشتند که طرف از ضمن اینکه از آن تصمیم منصرف شد و گیر قانونی موضوع را حل کرد بماند موضوع مشکل قدیمی را نیز حل نمود. به هر تقدیر رئیس جمهور عزیزمان باید مد نظر داشته باشد همانطورکه با طرح شعارهای اقتصادی و عدالتگرا دو مرتبه رای مردم را به خود جلب کرد با اجرای بدون درایت این طرح اقتصادی و عدالتگرایانه به بدترین شکل می تواند زمین بخورد و حتی اگر دلسوزان نظام احساس خطر نکنند خدای ناکرده کل نظام هم با چالش مواجه شود. پس آقای احمدی نژاد با توکل و یاری خداوند و نخبگان مومن کشور درست قدم بردار. والسلام
+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 10:52  توسط ابامحمد  | 
سخن اول
انقلاب ما تنها و تنها برای احیای شعائر دین مقدس اسلام و با اهدای شهدای بسیار و با تحمل سختی ها و مصائب فراوان با همت مردم دیندار و به رهبری امام راحل به پیروزی رسید و در طول این سی سال با توطئه های فراوان از جنگ تحمیلی و تقدیم جوانان گلگون کفن این مرز و بوم گرفته تا توطئه های ریز و درشت ایادی اسلام ستیز روبرو بوده و تا کنون با زحمت فروان حفظ شده است.
مطلب دوم
هر از گاهی در اخبار سخن از آثار اسلام ستیزی در خارج از مرزهایمان می شنویم. روزی گفته می شود که از ورود دختران محجبه به دانشگاه جلوگیری می شود. روز دیگر از قتل خانمی مسلمان در دادگاه سخن به گوش می رسد. روز دیگر از ممنوعیت ساخت مناره و مسجد خبر می شنویم.دیگر روز از تصاحب چند مسجد و مرکز اسلامی بدست صهیونستها چیزی گفته می شود. از اخبار دیگر که ضدیت با اسلام در بوجود آمدن آن دخیل است می گذریم.
و بالاخره حرف آخر
در مدتی که دولت اصلاحات روی کار بود داد خیلی ها از آزادی که به بندو باری داشت می کشید در آمده بود. این حرفها را البته نه تنها در شهرمان بلکه در خیلی جاهای دیگر و از افراد مختلف بسیار شنیدم. وجه مشترک همه ایشان در نگرانی شان برای فرزندانشان بود.
این موج بعد از انتخابات که بوسیله تندروهای دیروز و اصلاح طلبان امروز براه افتاد و بوسیله ضد انقلاب با برنامه هدایت می شود اگر باز سکوت کنیم اسلامیت نظام را بدون شک نابود خواهد کرد و در این صورت مرگ تنها برای همسایه هایمان نخواهد بود و این موج زشت دامان ما را نیز خواهد گرفت. موجی که با لجباری بچه گانه آغاز شد و عنقریب است که با سیلی بنیان کن اسلام عزیز را از دست ما برباید.
به نظر شما سکوت جایز است؟ آیا می شود نشست و فقط نظاره گر بود؟
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 8:43  توسط ابامحمد  | 
بعد از دولت اصلاحات به دفعات درباره آغاز رابطه با ایالات متحده بحثهای زیادی بین نخبگان و حتی مردم عادی جامعه درگرفت. موافقان دراین زمینه تحلیلهای زیادی را ارائه کرده و چه بسا به نوعی فریب درباغ سبز غرب را خوردند و اما بعضی از اصولگرایان که دستی نیز در دیپلماسی داشتند بارها بر این نکته تاکید کردند که به هیچ وجه دل آمریکا و غرب به حال ملت ایران نسوخته است و بدون شک هرکسی که در ایالات متحده روی کار آید به دنبال منافع ملی کشور خویش است و نه ایران. این نکته را به خوبی می توان در سرویس های سایبری مانند گوگل مشاهده نمود. بطوریکه اگر مطلبی موافق سیاستهای این کشور باشد در صدر نتایج جستجوی گوگل می آید و در صورتیکه مخالف آن باشد بعد از مدت بسیار کوتاهی از نتایج جستجو حذف می شود. این نکته را که گفتم قابل توجه کسانیست که قائل به پیروی این سرویسها از مسائل علمی هستند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 14:23  توسط ابامحمد  | 
مصاحبه اختصاصي قدس با جمشيد قاسمي، هموطن ايراني
که از دام اطلاعاتي و قضايي آمريکا گريخت؛ محکوم به 45 سال زندان در گوانتانامو!


گروه سياسي- آرش خليل خانه: «حاجي مقاومت» يک اسطوره است، شايد با خود بگوييد نامش را نشنيده ايم. طبيعي است زيرا اين لقب را نه در ايران، که در زندانهاي تايلند به او داده اند.






نامش «جمشيد قاسمي» است و ريشه اش دلواري، اصل و نسبش به «رييسعلي دلواري» مي رسد.
او يکي از 12 تبعه ايراني است که در سالهاي اخير درگير و اسير پروژه پرونده سازي، بازداشت و آدم ربايي سازمان جاسوسي آمريکا بوده و اگرچه شايد نام او به اندازه افرادي مانند نصرا... تاجيک ديپلمات ايراني بازداشت شده در انگليس، اميرحسين اردبيلي تاجر ربوده شده در گرجستان، شهرام اميري دانشمند هسته اي ربوده شده در عربستان و يا عليرضا عسگري کارمند وزارت دفاع که در ترکيه از سوي سازمان سيا ربوده و به آمريکا منتقل شد، چهره اي رسانه اي نشده باشد، اما او بي ترديد نخستين قرباني است که توانسته، سازمان جاسوسي و دولت آمريکا را در محاکم قضايي يک کشور ثالث شکست دهد و با گرفتن حکم آزادي خود به آغوش کشور بازگردد.
سال 1385 بود که او به درخواست دولت آمريکا و در يک قرار کاري طراحي شده از سوي سازمان جاسوسي آمريکا در تايلند بازداشت شد.
اتهام او در کيفرخواست دولت آمريکا تهديد و نقض امنيت آمريکا و پولشويي به دليل خريد قطعات و تجهيزات يدکي هواپيما براي جمهوري اسلامي ايران بود، قطعاتي که به گفته آمريکا کالاهاي دومنظوره هستند و مي توانند در هواپيماهاي نظامي و صنايع موشکي هم استفاده شوند و حکم از پيش صادر شده اش هم اين بود: 45 سال زندان در گوانتانامو!





اما خود او مي گويد: اينها همه بهانه بود، آمريکايي ها مرا مي خواستند زيرا 17 سال مسؤول بسياري از پروژه ها و قراردادها و مأمور خريد و تأمين قطعات مورد نياز نيروي هوايي بودم. آنها مي دانستند اطلاعات گسترده اي دارم و به هر طريق مي خواستند مرا به دست آورند.
قاسمي پس از دو سال مبارزه قضايي در حالي که 14 ماه آن را بدون دليل در زنداني که جانيان و اوباش محبوس بوده اند نگهداري مي شد تا با تطميع پليس و جنايتکاران زنداني مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گيرد، توانست دادگاه را قانع و حکم تبرئه خود را بگيرد و با بدرقه و هلهله همان زنداني هايي که با ارعاب يا گرفتن پول تا حد مرگ کتکش زده بودند و در ميان فرياد «حاجي حاجي» آنها از زندان خارج شود.





حتي در همان چند ساعت، زمان آزادي تا پرواز با هما به سمت تهران هم سازمان جاسوسي آمريکا و FBI درصدد ربودن وي يا اسناد و رايانه شخصي او بوده اند. روايتهاي او از اين وقايع شنيدني، روشنگر و گاه تکان دهنده است.
قاسمي که هفته پيش ميهمان تحريريه قدس بود، مي گفت دهها درخواست مصاحبه داشته و همه را جز بخش مستند صداوسيما و خبرگزاري ايران رد کرده، اما اطمينان از خط مشي و رويکرد روزنامه قدس موجب شده، اين مصاحبه را با رضايت و اطمينان خاطر انجام دهد. متن پيش رو، چکيده بيش از دوساعت گفتگو با جمشيد قاسمي، بازرگان ايراني است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 8:0  توسط ابامحمد  |